تازه داشتی تو آسمونا پر میکشیدیم که دستامونو به دست هم بدیم تازه داشتیم واسه عشق هم میمردیم
حالا با یاد خاطره هامون تنها موندیم
تو یه چشم به هم زدن عشقمونو به هم زدن
تو یه چشم به هم زدن اومدن و نارو زدن
آخه این دل من توی دلش زندونی بود
اون همه دنیای منو مرحمه تنهایی بود
خدا چرا اینجوری شد
زندگیم تباهه شد
هر چی غمه عالمه رو سرم خراب شد
دیگه خسته شدم
خدایا
دیگه طاقت ندارم
خدایا
چرا کمکم نمیکنی
خدایا
چرا امروز یادم انداختیش
خدایا
چرا باید حالا یادم بیاد بهش چرا باید حالا گریه کنم
خدایا
چرا نمیتونم دوستش نداشته باشم
خدایا
چطوره نمیتونم فراموشش کنم
خدایا
کمکم کن
خدایا
چرا اینطوری اشک میریزم
خدایا
چطوره که بعد یه سال نمیتونم فراموشش کنم
خدایا
نگو نمیتونم فراموشش کنم
خدایا
چرا نمیتونم هیچکیو بیارم بجاش
خدایا
کاش برگرده امشب
خدایا
خدایا عاشقم کرد و ، کنار من نمی مونه
داره دل می کنه میره ، بهم میگه پشیمونه
خدایا عاشقم کرد و ، حالا از بودنم سیره
دل بی رحم اون حالا ، یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه
میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه
چه سال نحسیه امسال، چه روزای بدی دارم
آهای تقویم پر پاییز، ازت بیزار بیزارم
تو تعبیر کدوم خوابی؟ کدوم کابوس بی پایون؟
چقد دل می بری ساده، چقد دل می کنی آسون
کدوم مهمون ناخونده ، منو از قلب تو رونده؟
نگاتو کی ازم دزدید؟ دل من رو کی سوزونده؟
خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه
میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه
چه سال نحسیه امسال ، چه روزای بدی دارم
آهای تقویم پر پاییز ، ازت بیزار بیزارم
تادیروز عاشق یکی دیگه بود ظاهرا
خواستم ولی وقتی اون داره ازدواج میکنه من چیکار کنم دیگه وقتی تا یه مراحلی که نمیشه گفت پیش رفتن منو دیگه میخواد چیکار
خدایا عاشقشم