تازه داشتی تو آسمونا پر میکشیدیم که دستامونو به دست هم بدیم تازه داشتیم واسه عشق هم میمردیم
حالا با یاد خاطره هامون تنها موندیم
تو یه چشم به هم زدن عشقمونو به هم زدن
تو یه چشم به هم زدن اومدن و نارو زدن
آخه این دل من توی دلش زندونی بود
اون همه دنیای منو مرحمه تنهایی بود
خدا چرا اینجوری شد
زندگیم تباهه شد
هر چی غمه عالمه رو سرم خراب شد
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 13:34 توسط yasna
|