سلام

قرار بود دیگه از غم وناراحتی ننویسم ولی نمیشه نمیدونم چرا دلم گرفته باز تو رو خدا دعا کنید واسم به جایی رسیدم که دیگه از زندگیم خسته شدم امروز عشقم راه افتاده بره خونشون نمیدونم چرا هرچی میشه آخرش همه ازش حرف میزنن دارم دق میکنم

واسم دعا کنید